top of page
Search

Bill C-12 و تغییر مسیر پناهندگی در کانادا: یک نگاه شخصی و حرفه‌ای به عدالت، PRRA و چرخه سیاست‌گذاری

  • Writer: Farzan Fallahpour
    Farzan Fallahpour
  • 6 days ago
  • 5 min read
Bill C-12 در کانادا: چرا بحث عدالت در سیستم پناهندگی دوباره جدی شده؟

قانون Bill C-12 بحث‌های جدی درباره آینده سیستم پناهندگی کانادا ایجاد کرده است. من می‌خواهم به عنوان کسی که چند سالی است به‌صورت تخصصی در حوزه مهاجرت و پناهندگی کار می‌کند، با پیش‌زمینه حقوقی در یک حوزه دیگر از حقوق وارد این مسیر شده، و با سازوکارهای حقوق بین‌الملل آشناست، دیدگاه خودم را مطرح کنم.

کانادا کشوری است که ادعا می‌کند به قوانین، معاهدات و کنوانسیون‌های حقوق بشری، از جمله حقوق پناهندگان و حق دادرسی عادلانه، پایبند است و تلاش کرده این اصول را در قانون اساسی و منشور حقوق و آزادی‌ها منعکس کند. در عین حال، درک می‌کنم که منافع داخلی، مصالح عمومی و امنیت ملی ایجاب می‌کند کانادا از سیستم خود محافظت کند و امنیت کشور را حفظ کند.

مسئله اینجاست: به نظر می‌رسد کانادا در ایجاد تعادل میان اهداف و منافع کوتاه‌مدت و بلندمدت خود با چالش مواجه است.



  • در نگاه من، Bill C-12 نشانه تکرار الگویی است که قبلاً در سیاست‌های مهاجرتی دیده‌ایم: مسیرها ابتدا بیش از حد باز می‌شوند و بعد با واکنش دیرهنگام، به شکلی محدود می‌شوند که افراد واقعی هم حذف می‌شوند.

  • در پرونده‌های پناهندگی، انتقال برخی افراد از IRB به PRRA می‌تواند بحث عدالت و دسترسی به رسیدگی مستقل را پررنگ‌تر کند.


الگویی که قبلاً هم دیده‌ایم

سال‌ها پیش در استان کبک برنامه‌ای وجود داشت که با سرمایه‌ای حدود ۱۲۰ هزار دلار کانادا، یک خانواده می‌توانست اقامت دائم دریافت کند. در عمل، حتی اگر این مبلغ صرف کارآفرینی واقعی نمی‌شد، به عنوان درآمد برای دولت باقی می‌ماند، اما اقامت دائم افراد از بین نمی‌رفت و حتی الزامی برای اقامت در کبک هم وجود نداشت.

پس از چند سال و با افزایش چشمگیر استفاده از این مسیر که عملاً به پرداخت هزینه برای دریافت اقامت دائم تبدیل شده بود، برنامه متوقف شد. سپس مسیرهای کارآفرینی محدودتر و سخت‌گیرانه‌تر با مبالغ سرمایه‌گذاری بالاتر ایجاد شد؛ مسیر اقامت دائم مستقیم حذف شد و دریافت اقامت به اجرای تعهدات قراردادی، از جمله ایجاد بیزینس و اثبات فعالیت اقتصادی، درآمد و سود، وابسته شد.

نتیجه این تغییرات چه بود؟ بسیاری از افرادی که واقعاً قصد کارآفرینی داشتند، به دلیل افزایش ریسک و عدم قطعیت، از سرمایه‌گذاری در کانادا منصرف شدند و به کشورهای دیگر روی آوردند. این مثال نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، افراد واقعی و غیرواقعی به یک اندازه تحت تأثیر قرار می‌گیرند.


چرا سیستم پناهندگی کانادا جذاب بود؟

افرادی که با سیستم‌های پناهندگی کشورهای دیگر آشنا هستند، می‌دانند کانادا همواره یکی از گزینه‌های مطلوب‌تر محسوب می‌شده است. از جمله:افراد پناهجو الزاماً در کمپ‌ها نگهداری نمی‌شدند، روند رسیدگی نسبتاً سریع‌تر و قابل دسترس‌تر بود، و مجوز کار، خدمات درمانی و کمک‌هزینه دولتی در اختیار متقاضیان قرار می‌گرفت، حتی پیش از تأیید نهایی پرونده.

به همین دلیل، بسیاری از افراد که در کشور خود احساس خطر می‌کردند تلاش داشتند به جای کشورهای دیگر، به کانادا برسند. برای رسیدن به این هدف، معمولاً از مسیرهای ویزای موقت مانند تحصیلی یا کاری استفاده می‌شد؛ مسیرهایی که لزوماً با نیت واقعی افراد هم‌خوانی نداشت و بیشتر به عنوان وسیله‌ای برای ورود به کانادا استفاده می‌شد.

این موضوع، در کنار ضعف در ارزیابی واقعی نیت متقاضیان، زمینه سوءاستفاده را فراهم کرد. به مرور مواردی مانند پذیرش‌های تحصیلی غیرواقعی، آزمون‌های زبان جعلی، جاب‌آفرها و کارفرمایان صوری گسترش پیدا کرد و افراد واسطه از این وضعیت سودهای کلانی کسب کردند.


واکنش سیستم، اما با تأخیر

در نهایت سیستم مهاجرت متوجه این موارد شد. اما واکنش‌ها به گونه‌ای پیش رفت که به تدریج افراد واقعی نیز تحت تأثیر قرار گرفتند. بسیاری از متقاضیان، به‌ویژه جوانان، سال‌ها برای مهاجرت برنامه‌ریزی کرده بودند، زبان آموخته بودند و منابع مالی جمع‌آوری کرده بودند. با این حال در فضای جدید، اثبات نیت واقعی برای آن‌ها دشوار شد و با تأخیرهای طولانی، ریجکتی‌های کلی (generic refusals) و حتی نیاز به طی کردن مسیرهای پرهزینه مانند دادگاه مواجه شدند.

در نتیجه، بسیاری از آن‌ها از کانادا منصرف شدند و به گزینه‌های دیگر فکر کردند. همچنین تغییرات ناگهانی در سیاست‌ها باعث شد برنامه زندگی بسیاری از افراد که در مسیر مهاجرت بودند، به طور کامل دچار اختلال شود.


حالا به تغییرات جدید می‌رسیم. به نظر می‌رسد همان چرخه در حال تکرار است. افرادی که حق دسترسی عادلانه به فرآیند رسیدگی به ادعای پناهندگی دارند، اکنون با استرس، عدم قطعیت و فشار روانی مواجه می‌شوند.

به جای اینکه پرونده آن‌ها در نهاد تخصصی و مستقلی مانند هیئت مهاجرت و پناهندگی (IRB) بررسی شود، به فرآیند PRRA ارجاع داده می‌شوند؛ فرآیندی که معمولاً کتبی است، توسط آفیسر اداره مهاجرت بررسی می‌شود و در مرحله‌ای طراحی شده که فرد در آستانه اخراج قرار دارد.

اما اکنون، صرفاً به دلیل گذشت بیش از یک سال از ورود به کانادا، افراد ممکن است از دسترسی به رسیدگی کامل در IRB محروم شوند. از نگاه من، این وضعیت ریشه در نبود پیش‌بینی دقیق در ابتدا دارد: درباره نحوه مدیریت پرونده‌ها، تقسیم وظایف بین نهادها و تعامل مسیرهای موقت با سیستم پناهندگی.


مسئله اصلی: عدالت

بار دیگر تاریخ در حال تکرار است. با توجیه «منافع عمومی» و «یکپارچگی سیستم»، حقوق بسیاری از افراد محدود می‌شود و آن‌ها در معرض استرس، اضطراب و ترس قرار می‌گیرند. این قابل قبول نیست که افراد دارای ادعای واقعی، هزینه سوءاستفاده‌های سیستماتیک را پرداخت کنند. وظیفه دولت این است که از ابتدا جلوی سوءاستفاده را بگیرد، نه اینکه با محدود کردن دسترسی به فرآیندهای عادلانه، صورت مسئله را پاک کند و صرفاً به این استدلال بسنده کند که «مسیر جایگزین وجود دارد».


یک مثال واقعی (برای فهم اثر Bill C-12)

فرض کنید فردی ایرانی در فوریه ۲۰۲۵ با ویزای تحصیلی یا کاری وارد کانادا می‌شود. در مارس ۲۰۲۶، پس از گذشت بیش از یک سال، به دلیل فعالیت‌های سیاسی علیه حکومت جمهوری اسلامی و شرکت در تجمعات حمایتی، با خطر جدی در صورت بازگشت مواجه است. با این حال، طبق قانون جدید، این فرد ممکن است صرفاً به دلیل گذشت بیش از یک سال واجد شرایط ارجاع به دادگاه پناهندگی نباشد و در عوض باید به فرآیند PRRA متکی باشد؛ فرآیندی که از نظر من محدودتر، کم‌شفاف‌تر و فاقد رسیدگی مستقل است.

Bill C-12 در کانادا: چرا بحث عدالت در سیستم پناهندگی دوباره جدی شده؟

جمع‌بندی

برای من، به عنوان وکیل مهاجرت و پناهندگی، حتی بیان چنین سناریویی نگران‌کننده است. این وضعیت نه تنها یک تغییر سیاستی، بلکه فاصله گرفتن از اصولی است که کانادا همواره مدعی پایبندی به آن‌ها بوده است، از جمله عدالت، دسترسی به دادرسی منصفانه و حمایت از افراد در معرض خطر.


(FAQ)

Bill C-12 چه نگرانی اصلی ایجاد می‌کند؟

در این یادداشت، نگرانی اصلی «عدالت» و «دسترسی عادلانه به فرآیند رسیدگی» است، به ویژه وقتی برخی افراد به جای رسیدگی در IRB به PRRA ارجاع داده می‌شوند.

چرا این موضوع می‌تواند افراد واقعی را هم تحت تأثیر قرار دهد؟

طبق این یادداشت، الگویی که قبلاً هم تکرار شده این است که مسیرها ابتدا بیش از حد باز می‌شوند و بعد با محدودیت‌های شدید، افراد واقعی هم حذف می‌شوند.

چرا PRRA از نگاه نویسنده «کم‌شفاف‌تر» است؟

در این یادداشت گفته شده PRRA معمولاً کتبی است، توسط آفیسر بررسی می‌شود و در مرحله‌ای طراحی شده که فرد در آستانه اخراج قرار دارد.


این مقاله صرفاً برای اطلاع‌رسانی عمومی تهیه شده و مشاوره حقوقی محسوب نمی‌شود. مطالعه آن رابطه وکیل و موکل ایجاد نمی‌کند.


 
 
 

Comments


bottom of page